موضوع در شوراي كنستانس (1414 ـ 1418) مورد بحث قرار گرفت، و در آن جا سان ونسان فرر1 از آنان دفاع كرد، حال آن كه ژان ژارسُن2 سخت به مخالفت برخاست. محكمههاي تفتيش عقايد بسياري از تازيانهزنان را مورد تعقيب قرار دادند. عليٰرغم همهٴ اينها، اين كار با اندكي تعديل تا امروز دوام يافته است.
بازگرديم بر سر اوايل اين بيماري واگيردار در ايتاليا، كه يكي از فرآوردههاي جنبي آن پيدايش نوع تازهاي از شعر به زبان محلي بود. آوازهاي ديني و سرودهاي روحاني تازيانهزنان، همچنان كه ميتوان انتظار داشت برخي از آثار شعري درجهٴ اول فوقالعاده اصيل، و به حد دلخواه پرشور بودند3. اين جنبه از فعاليتشان چنان رايج بود كه آنان را نهفقط تازيانهزن و رياضتكش، بلكه سرودخوان هم ميخواندند. ياكوپونه دا تودي4 از بزرگترين اين شاعران و بنيانگذاران ادبيات ايتاليايي است. او در 1228 زاده شد، توسط بونيفاس هشتم در 1298 ـ 1303 زنداني شد، و در 1306، درگذشت.
كشمكش ميان اعضاي فرقههاي رهباني و كشيشان آزاد
كاميابيهاي فراواني كه فرانسيسيان و دومينيكيان به دست آوردند حسد ديگران را برانگيخت.
كشيشان آزاد قسمت عمدهٴ نفوذ روحاني خود را از دست دادند. كشمكش بهويژه در دانشگاهها وجود داشت، جاهايي كه راهبان و كشيشان آزاد با هم تدريس ميكردند و در جلب نظر دانشجويان ميكوشيدند. قبلاً، داستان كرسيهاي دانشگاه پاريس را بيان كردم، دومينيكيان در 1229، نخستين كرسي و در 1231، دومي را به دست آوردند؛ و اندكي بعد، فرانسيسيان سومين كرسي را. اين واقعيت كه دومينيكيان نخستين كرسي خود را در مقام اعتصابشكنان كسب كردند چندان خوشايند نبود.
رهبر مخالفت كشيشان آزاد، يعني ويليام سنت آموري5 در 1255، جزوهاي برضد راهبان منتشر كرد به نام بررسي كارهاي بدعتگذاران، كه قديس توما و هوگوي سن شري بدان جواب دادند، و هوگو حكم تكفير آن را به دست آورد. اين آغاز يك مبارزهٴ قلمي بود و برخي از بهترين نويسندگان عصر در آن شركت كردند، ويليام سنت آموري، نيكولاي ليسيويي، ژرار آبهويلي مدافع كشيشان آزاد بودند؛ قديس توما، بناونتور، جان پكهام از راهبان. اين منازعات مورد توجه